شمس الدين محمد بن محمود آملي
503
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
طبيعى خوانند و وفق او زياده و نقصان نپذيرد و اگر ابتدا از واحد نباشد يا بر ولاى طبيعى نبود آن وفق را غير طبيعى خوانند و قابل زياده و نقصان باشد چنانچه بعد از اين معلوم شود . و وفق طبيعى يا تام بود يا غير تام و وفق تام آن بود كه مربع اصر وفق دارد و چون يكدور از آن مربع نقصان كنند مربعيكه آندور بدان محيط بود هم وفق داشته باشد و على هذا . چندانكه ممكن باشد همچو در مربع هفت در هفت و وفق غير تام آن بود كه مربع اصل وفق داشته باشد و باقى مربعات را كه در ضمن او باشند وفق نباشد همچو پنج در پنج . و 3 در 3 را بنا بر تفسير تام و غير تام شايد كه از هيچيك نگيرند و شايد از هر يك گيرند و بنابراين ما در هر دو به دو تمثيل كرديم و اول مربعى كه آن را وفق ممكن باشد 3 در 3 بود . چه دوى در دو را وفق ممكن نيست و اصحاب اين فن از 3 در 3 تا صد در صد وضع كردهاند و زياده از آن اعتبار نكرده و طريق معرفت وفق طبيعى هر مربعى آنست كه عدد اقسام ضلع او را در نفس خود ضرب كنند و يكى برو افزايند و مجموع را در نصف عدد ضلع آن ضرب كنند حاصل ضرب وفق طبيعى آن مربع باشد و اگر وفق مربع 3 در 3 خواهند عدد ضلع او را كه آن 3 است در نفس خود ضرب كنند و يكى در آن افزايند ده شود آن را در نصف عدد ضلع كه يك و نيمست ضرب كنند 15 شود و آن وفق طبيعى 3 در 3 باشد . و اگر وفق 5 در 5 خواهند پنج را كه اقسام ضلع اوست در نفس خود ضرب كنند و يكى بر آن افزايند بيست و شش شود آن را در نصف 5 ضرب كنند 65 حاصل آيد و آن وفق 5 در 5 باشد و على هذا القياس . فصل دويم در بيان كيفيت وضع اعداد بطريق وفق تام بدانكه ضابطه وضع اعداد بر اين طريق على العموم آنست كه اول يكدور را از مربع حذف كنند و بر زواياى هر مربعى كه در ضمن او باشد نقطها رسم كنند .